سلام به همگی...میدونم میگید چرا اینقدر دیر به دیر اپ میکنم.اما واقعا نمیتونستم چون امتحانام به صورت فشرده بود.بگذریم......حرف برای گفتن زیاده...از حوادث روزهای برفی گرفته تا حال و هوای انتخابات.......این روزها یه حرفهایی می شنوم که هضمش برام خیلی سخته.چرا مردم فکر میکنند نقشی در انتخابات ندارند؟؟؟؟پس رای مردم کجای کاره!!!یکی امروز تو کلاس زبان میگفت با ندادن رای عرق اریایی خودتون را نشان دهید.کجای این کار ناسیونالیسمی است.من منظورم خود ماهیت و ذات رای دادن است...کاری به نحوه انجام ان ندارم....رای مردم نشان میده که براشون سرنوشت مملکتشون مهمه.یعنی اینکه هستند ....نفس میکشند.جالبه خیلی ها رای خودشون را هم قبول ندارند.بابا پس جه کسانی بودند انهایی که به پای صندوق های رای رفتن و حدود 98% انان به جمهوری اسلامی رای دادند.حداقل حضور خودتان را انکار نکنید....میتوان بر ناکارامدی منتخبین ایراد گرفت و یا بر نحوه عملکرد انان خرده بگیریم اما عدم حضور در انتخابات به معنای نبودن است و راه را باز میگذارد که افراد شایسته انتخاب نشوند......بعضی از مردم مثل اینکه فراموش کردند اینجا ایران است....نه بهتره بگم فراموش کردند مسلمان هستند....همه شدند شیعه شناسنامه ای....بعضی هاشون از هزارتا دشمن بدتر و شدیدتر به اسلام ضربه میزنند.یاد حرف پیامبر افتادم که فرمودند از هیچ چیز بیشتر از تحریف در اسلام نگران نیستم.یه بنده خدایی تو تاکسی گفت: ما اگه اسلامو نخواهیم باید کیو ببینیم!!.انجا بود که یاد مظلومیت امام حسین (ع) افتادم که فرمودند من برای احیای سنت جدم و امر به معروف............قیام میکنم...چه خونهایی که ریخته نشد و چه داغهایی که بر دل نماند....هر چه زمان میگذرد بیشتر یه این میرسم که اسلام مظلوم است.با تمام حقانیتش با تمام جذبه هایش....مشکل این جاست که همه منتظرند که کسی از در دراید و همه چیز را درست کند...نه اینگونه نیست.پس سهم ما از مسلمان بودن چیست...ما کجای کاریم..به جای اینکه در پی شناخت هر چه بیشتر خودمون و دینمون بر بیایم...شدیم بیلبرد کشورهای غربی.از فرهنگشون گرفته تا..........به طرف میگی ناراحتیت چیه!!! میگه چرا ما مثل کشورهای غربی نمیتونیم لباس بپوشیم.....نمیگه چرا ما مثل انها تکنولوی نداریم یا چرا ما !!!!!.........اینقدر ذهنش محدوده که تنها دغدغه اش فقط همینه...یعنی اینقدر سخته یه پوشش داشتن !!.در صورتی که امار نشان داده زنان ایرانی بیشترین جلوه نمایی و بدحجابی را دارند..........بگذریم....این روزا خیلی داغونم....خوش باشید.یا حق
وقتی کاندید شد.هر کی یه چیزی میگفت.....یکی میگفت:برو بابا ادمه این حرفا نیست...یکی دیگه:بابا طرف چه سرخوشه.........خودم وقتی مصاحبه اش را در تلویزیون دیدم پیش خودم گفتم زهی خیال باطل...کی به تو رای میده.....گذشت.نمیدونم چی شد که من در نهایت ناباوری دیدم رای اورد....فکر کنم یه عده سکته ناقصو زدند....بگذریم.نقل قول محافل فقط اون بود..از کارش تا ظاهرش...یکی از دوستام نقل قول میکرد...وقتی رفتم دندانپزشکی منشی دکترم گفت شنیدی قطعی اب شروع شده...دوستم با تعجب میگه چرا!!!!منشی میگه اخه طرف میخواد بره حمام......بگذریم.پدرم همیشه میگه از روی ظاهر افراد نمیشه قضاوت کرد...و من نکردم ..چون میخواستم فقط حقیقتو ببینم و اخره این بازی را.....به قول استاد بین المللمون ادم باید با سیاست باشه.....در عرصه بین المللی داد و فریاد و جنگ ستیزی فایده نداره....ادبیات سیاست چیز دیگریست...و حال ما بعد از 8 کنفرانس خبری ادبیات دیگری از حاج محمود دیدیم....به قول توکلی فرافکنی مطلوب رئیس جمهور نیست.....ارام صحبت کرد...در واقع تنها توجیه میکردسیاست یعنی جنگ تفکرات..برنده کسی است که حریف را دیوانه کند....یعنی قدرت تفکر را از ان بگیرد یا دچار تقلید گراییش کنند.....میدونم خیلی کارا کرده که خیلی از دولتهای دیگه نکردند....اما همیشه مشکلات اقتصادی که ملموس است مردم را از پا درمیاره مانند تورم...یه بنده خدایی یه روز به من گفت هسته ای ای که نون و اب نمیشه....شاید خیلیها نفت را تنها در سفره رنگین میبینند و......واین جمله را تکرار میکنند که ما نفت را بر سر سفره هایمان ندیدیم....اما من نفت را بر سر سفره های محرومین دیده ام...دیده ام انهایی را که گاه در ارزوی تکه نانی به سر میبردند و حال بهتر زندگی میکنند....سفرهای استانی یکی از بهترین کارهای دولت نهم بود...با تمام انتقادهایی که به ان میشد.....اما منکر مشکلات دیگر نیستم...تورم 15% و گرانی وحشتناک مسکن.....حرف زیاد است برای گفتن.از کت اقای رئیس جمهور تا کلاه اقای رئیس جمهور....در باب رفتن دکتر به مکه و تراشیدن موی مبارک...که البته معلوم شد قبلا مشرف شده اند....من این را فهمیده ام و باور دارم که بیشتر مردم ما سرگرم حاشیه اند تا جایی که اصل را فراموش میکنند.در اخر باید بگویم.از طرفی لایحه حمایت از خانواده میاید با ان مفاد وحشتناکش که بیشتر لایحه حمایت از اقایان است...و بعد لایحه تساوی ارث....که البته از الان میشود رای شورای نگهبان را حدس زد...اما جای بسی خوشحالی است باز هم.دلم نمیاد اینو نگم از یه مسافر توی تاکسی شنیدم...میگفت میدونی راز ماندگاری رئیس اداره ما چی بوده است!!!!!راننده گفت :نه....مسافر گفت:خود رئیسمون میگه.وقتی رئیس میشی ۳ تا نامه توی کشوی میزت است اولیش نوشته بر گذشتگان صلوات...دومیش میگه به زیردستات وعده و وعید زیاد بده .سومیش میگه مثل من نامه ها رو تا کن دوباره بذار سر جاش....بچه ها عیدتون مبارک
وقتی روح ادم خسته میشه...وقتی دیگه نمیتونه این تن جسمانی رو تحمل کنه......احتیاج به یه جایی داری که با تمام وجود بتونی فریاد بزنی...تا شاید اروم بشی..شاید از این همه دغدغه زندگی ماشینی تسکین پیدا کنی...منم خسته بودم..خسته...اون قدر که تحمل خودم هم نداشتم چه برسد به دیگران...پس روانه شدم روانه دیاری که میدانستم دلم را ارام میکند و درمانی است بر این روح و روان در هم ریخته..بدور از هجوم مشکلات امروزه....رفتم با دلی پر از امید وبه انتظار نشستم....السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.......از دور وقتی چشمم به گنبد طلای اش افتاد...فقط نگاه بود و نگاه..بدون قطره ای اشک...هیچ ادعیه ای ...هیچ کلامی بهتر از نگاه نبود...فقط این نگاه بود که پرده از دل غمدیده من برمیداشت و من را عیان میکرد...خدایا این مدعیان بی ادعا کیستند....کسانی که بی هیچ چشم داشتی عاشقانه رازو نیاز میکردند...و یا شاید پر از نیاز بودند و و تمنا اما دریغ از بیان...ساعتهاست در گوشه ای از صحن انقلاب نشسته ام یارای رفتن نیستم....فقط مینگرم و میشنوم...صدای زمزمه دعا....صدای مناجاتی که در محوطه حرم پخش میشود و دل را روانه دیاری دگر میکند...و دستهایی که برای رسیدن به شبکه های ضریح درازمیشود و گاهی گره میخورد...صدای نقاره خانه بلند میشود گمان میرود کسی شفا یافته است خدایا این چه صحنه غریبی است....همه نگاهها به سمت پنجره فولاد میرود.....و من تنها به اسمان زل زده ام در ان سحرگاه.....هوا سرد است...سرد..سرما به در بدنم فوذ پیدا کرده است...دستانم سر شده است اما نمیدانم چرا لذت میبرم...نمیدانم...این چه حکایتی است....پله پله تا ملاقات خدا....حکایت چوپان و موسی برای من دوباره تکرار میشود....هر کس به طریقی و به سیاقی دردل با یار گوید....نغمه های عاشقانه از هر سو به گوش میرسد.....بدنم کرخت شده است....هنوز کنجکاوانه در حال نگریستن هستم...چشمانم پی کبوتران سقاخانه میرود...دوباره این سوال در ذهنم تداعی میشود....حکمت چیست که این کبوترها از این جا نمیگریزند!!!چرا در این سوز سرما هنوز واله وار به گرد حرم میچرخند و انگاه که خسته میشوند در کنار هم سکنی میگیرند.........صحن خالی میشود....عده ای در حال دویدن هستند...به اسمان مینگرم....برف میبارد...دوباره صدای نقاره خانه بلند میشود....این بار مطمئنم به خاطر نزول برکت است که به صدا درامده است....جوانی را میبینم یارای دویدن نیست چون یک پا بیشتر ندارد...به اهستگی قدم برمیدارد و زیر لب چیزهایی زمزمه میکند....لباسش گرم نیست این را از دندانهایش که بهم میخورد در میابم...صورت و دستانش سرخ شده است......خیس خیس شده است...خدایا این صحنه ها تنها عشق است عشق........دیگر تاب ندارم.....برای اخرین بار دوباره به گنبد طلایی زل میزنم..در برف زیباتر به نظر میرسد.....بلند میشوم.....روانه حرم میشوم............
الان بعد از حدود یک هفته نشستم پای کامپیوتر ....این یک هفته از در و دیوار برام میبارید ...خدا را شکر الان دیگه از شر تمام انها یا بیشتر انها خلاص شدم......امشب میخواهم بنویسم چون دلیل نوشتن دارم و به قول معروف حال نوشتنم امده.....نمیدونم از چی بنویسم از خستگی خودم بنویسم و حوادثی که گذشت یا از سیاست و حوادث ان که الحمدالله تو کشور ما بحثش داغه داغه....تو همه جا...از زبان هرکس..قابل توجه که امار جهانی نشان داده مردم ایران سیاسی ترین مردم و دنبال کننده ترین مردم در عرصه سیاست هستند و اما متاسفانه کم مطالعه ترین افراد ...شاید حکایت ما هم حکایته همان طبل تو خالی است!!!!!!!هر چی به انتخابات نزدیک تر میشویم رجز خوانی احزاب هم بیشتر میشه تا جایی که به قول خودش (پرچم داراصلاح طلبان) با صراحت خیلی از افراد و احزاب دیگر را زیر سوال میبره فکر کنم تو گلوش گیر کرده بود اگه تیکشو به رئیس جمهور نمی انداخت.....یا به شورای نگهبان و مسئله رد صلاحیت ها که سلیقه ای برخورد میشود و.......اما ان چیزی که برای من باحال بود به ریاست رسیدن هاشمی ر....در مجلس خبرگان بود......به قول بعضی از رسانه ها دیگه رهبری برکنار شد!!!!!!قدرت بد چیزی است البته برای بعضی افراد ...هیچ وقت اشباع نمیشوند ...هیچ وقت نمیتونند باختشونو ببینند!!!!!هیچ وقت هیچ وقت.......کسی نیست بگه بابا این مسئولیت پذیری مسئولین ما رو کشت اگه نخواهیم انان در عرصه های مختلف خدمت گذاری کنند باید کیو ببینیم؟؟؟؟؟هم چنان به مسند قدرت چسبیده اند که انگار این انقلاب و مملکت برای انان است....مثل اینکه ان طرح مربوط به چند شغلی بودن مجلس هم مطرود واقع شد ....به خاطر اینکه چند تن از اعضای شورای نگهبان بنده خدایان شامل همین قسم افراد میشدند...دوره تسلسلی در همه جا دیده میشه.......چیزی که در همه جا نادیده انگاشته میشود حرف مردم و خدمت برای مردم است نه به اسم مردم!!!!!!!حرف که زیاد است از پرسه زدن در رسانه ها ادم به تناقض های زیادی پی میبره..و به اینکه حقیقت چقدر نایاب است...ادم با ریالیستی به هیچ جا نمیرسه.....در اخر...این روزها شاید هوای شهر ملکوتی تر شود.....شاید در سکوت شب به ادم هایی که برای مناجات بیدار میشدند نفس هایی افزوده شود ...بالاخره این روزها یه برکت خاصی داره و حیفه ادم از دستش بده وقتی ادم از فضائل این ماه میخونه و محبت های خدا را میبینه دلش نمیاد ساده بگذره......ماهی که حتی نفس روزه دار هم بها داره ....پس اگه ادم های دنیایی هم باشیم با دو دو تا چهارتا میفهمیم ارزش داره.....پس یه تکونی به خودمون میدهیم ...البته درسته که همیشه برای شروع و اتمام این ماه با مشکل مواجه میشویم ولی توکل به حق میکنیم و سعی میکنیم هر روزمان را مانند شب قدر احیا کنیم حتی با تفکر و تعقل که خیلی بهش سفارش شده....دلم میگیره وقتی تمام میشه...احساس میکنم شاید تو این ماه بواسطه بعضی ها به ما هم نگاهی بشه .. شاید نفس های انها برکت و نعمتی برای ما بشود....رجب رفت و امشب هم شعبان ....پارسال ادم های زیادی سر این سفره بودند و الان نیستند و شاید حسرت هم بخورند...نمیدونم زنده هستم برای سال بعد یا نه!!!پس لحظه ها رو غنیمت میشمارم و خودم را وقف کارهای نکرده.....تابستان داره تمام میشه دوست داشتم خیلی اتفاق ها بیافته ولی نشد.....نشد....و دوباره سال تحصیلی جدید و دلخوش کردن به ان روزها که شاید روزی بشود.....شاید.....التماس دعا از همه......خوش باشید....یا حق
این روزها انفجار اطلاعات یا بهتر بگم اخبار است ...از هر نوعی که بخواهی از سیاسی گرفته تا ورزشی .و.....ادم دلش نمیاد چیزی ننویسه..اخه دارم دیگه منفجر میشم...تو خونه ما که همش بحث سیاسیه!!!!اخرشم این مامانمه که اتش بس میده....خلاصه چیزی که این روزا منو با اعضای مذکر خانواده سرشاخ کرده لایحه دولت بود در مورد تعدد زوجین فقط با کسب اجازه از دادگاه!!!وقتی یک نگاه اجمالی به دوران زندگی بشریت میکنم میبینم در بعضی از دوران چقدر زنها تحت فشار قرار گرفته اند و تحقیر شدن..عده ای انها را طفیلی نامیدند ان هم طفیلی چه موجوداتی مردان....خدای من تو چقدر مهربانی تو چقدر روشن فکری که زنان را این موجودات خارق العاده را درک کردی و نه طفیلی مرد بلکه هر دو را بواسطه دیگری افریدی....ادم معنا نداشت بی حوا....ادم و حوا در کنار هم موجودیت پیدا کردند و مکمل هم شدند...من منکر این نیستم که زن و مرد با هم تفاوت هایی دارند...بله اگه زن و مرد با هم تفاوت نداشتند که افریدن یکی از انها بس بود...زن و مرد در کنار هم به هستی معنا میدهند....و فطرتا زن دارای خصوصیاتی است که شاید ان خصوصیات در مردان کمرنگ باشد یا اصلا وجود نداشته باشد و همچنین برای مردان هم همینطور است....هیچ کدام از این تفاوت ها به معنای ضعف زنان نیست و یا به معنای قدرت مردان نیست...ما در قران ایات زیادی داریم که میگوید ما زن و مرد را از جنس هم افریدیم وهر یک را لباس دیگری قرار دادیم و.......نمیدانم چه شده است که افرادی که تا دیروز اسلام رو به باد اهانت و توهین میگرفتند و یا از پیش پا افتاده ترین مسائل ان بیخبر بودند .حال تا اسم تعدد زوجین میاید همه یه پا دین شناس میشوند تنها چسبیده اند به این مقوله تعدد زوجین...این مسئله جای بحث دارد و برای ان شرایطی ذکر شده است...حداقل مطالعات خودشان را هم تکمیل نمیکنندکه ادم حداقل دلش خوش باشد که اهل علم و مطالعه هستند...بابادر همین اسلام که تعدد زوجین ذکر شده است شرایط ان هم ذکر شده است...مثلا اینکه همسر اول باید رضایت داشته باشد دوم اینکه مرد تمکن مالی داشته باشد ..(.توی این مملکت که مردها نفقه زنان را هم نمیدهند و زنان از سر استیصال مهریه خود را به اجرا میگذارند)...واقعا مردان تمکن مالی دارند؟؟؟ مضاف بر اینکه حتی اگر هم داشته باشند باز هم حق این کار را ندارند چون عدالت به هیچ وجه رعایت نمیشود...اولین چیزی که تقسیم میشود عاطفه و محبت است....اگر مراجعه به کتاب حقوق زن شهید مطهری کنید و زن در اینه جلال و جمال ایت الله جوادی املی کنید کاملا متوجه میشوید...جالبه که این لایحه با مفاد قانون حمایت از خانواده تناقض داره.....کاره مجلس ما و دولت ما به جایی رسیده که میخواهند کارهای خودشون را توجیه کنند ...از امام جمعه شهرها گرفته تا وزیر کشور که با کمال پررویی خیلی مسائل را باز میکنند و تازه دلیل های احمقانه ای میاورند مثل اینکه تعداد دختران زیاد شده است .....یا اینکه عده ای از دختران روستایی در خواست کردند که ما شوهر میخواهیم...خدایا مگه مجرد ماندن گناهه!!!!مگه هر کسی که ازدواج نکنه به راه خلاف کشیده میشه!!!!پس تقوای ما چی میشه!!! یعنی ما دختران این قدر ضعیف النفس هستیم و نمیتونیم تهذیب نفس کنیم!!!!!پس کرامت انسانی ما چی میشه!!!!!واقعا تمام وجودم را خشم میگیرد وقتی طرز تفکر بعضی از مردان ایرانی را میبینم.....بابا اینجا که زمان پیامبر نیست و شما هم که نعوذ بالله پیامبر نیستید.....اینجا که عربستان نیست......وای که چقدر میخواهم مردان عرب رو خفه کنم.....البته به غیر از بعضی هاشون که اکثرا لبنانی هستند......خلاصه دولت به جای اینکه شرایط ازدواج را برای جوانان اسان کند و به حمایت انان بپردازد از در دیگری وارد شده است... تمام ناراحتیم اینه که همه این کارا رو به اسم اسلام میکنند و این مسئله باعث سوئ استفاده خیلی ها شده.....خدایا خودت به من توانایی بده تا بتوانم حق را ازباطل تشخیص بدهم و به حقیقت دست پیدا کنم......یا حق
