تبليغاتX
سکوت تنهایی
دردودل های خودم_نوشته های سیاسی و اجتماعی و ادبی

این روزها انفجار اطلاعات  یا بهتر بگم اخبار است ...از هر نوعی که بخواهی از سیاسی گرفته تا ورزشی .و.....ادم دلش نمیاد چیزی ننویسه..اخه دارم دیگه منفجر میشم...تو خونه ما که همش بحث سیاسیه!!!!اخرشم این مامانمه که اتش بس میده....خلاصه چیزی که این روزا منو با اعضای مذکر خانواده سرشاخ کرده لایحه دولت بود در مورد تعدد زوجین فقط با کسب اجازه از دادگاه!!!وقتی یک نگاه اجمالی به دوران زندگی بشریت میکنم  میبینم در بعضی از دوران چقدر زنها تحت فشار قرار گرفته اند و تحقیر شدن..عده ای انها را طفیلی نامیدند ان هم طفیلی چه موجوداتی مردان....خدای من تو چقدر مهربانی تو چقدر روشن فکری که زنان را این موجودات خارق العاده را درک کردی و نه طفیلی مرد بلکه هر دو را بواسطه دیگری افریدی....ادم معنا نداشت بی حوا....ادم و حوا در کنار هم موجودیت پیدا کردند و مکمل هم شدند...من منکر این نیستم که زن و مرد با هم تفاوت هایی دارند...بله اگه زن و مرد با هم تفاوت نداشتند که افریدن یکی از انها بس بود...زن و مرد در کنار هم به هستی معنا میدهند....و فطرتا زن دارای خصوصیاتی است که شاید ان خصوصیات در مردان کمرنگ باشد یا اصلا وجود نداشته باشد و همچنین برای مردان هم همینطور است....هیچ کدام از این تفاوت ها به معنای ضعف زنان نیست و یا به معنای قدرت مردان نیست...ما در قران ایات زیادی داریم که میگوید ما  زن و مرد را از جنس هم افریدیم وهر یک را لباس دیگری قرار دادیم و.......نمیدانم چه شده است که افرادی که تا دیروز اسلام رو به باد اهانت و توهین میگرفتند و یا از پیش پا افتاده ترین مسائل ان بیخبر بودند .حال تا اسم تعدد زوجین میاید همه یه پا دین شناس میشوند تنها چسبیده اند به این مقوله تعدد زوجین...این مسئله جای بحث دارد و برای ان شرایطی ذکر شده است...حداقل مطالعات خودشان را هم تکمیل نمیکنندکه ادم حداقل دلش خوش باشد که اهل علم و مطالعه هستند...بابادر همین اسلام که تعدد زوجین ذکر شده است شرایط ان هم ذکر شده است...مثلا اینکه همسر اول باید رضایت داشته باشد دوم اینکه مرد تمکن مالی داشته باشد ..(.توی این مملکت که مردها نفقه زنان را هم نمیدهند و زنان  از سر استیصال مهریه خود را به اجرا میگذارند)...واقعا مردان تمکن مالی دارند؟؟؟ مضاف بر اینکه حتی اگر هم داشته باشند باز هم حق این کار را ندارند چون عدالت به هیچ وجه رعایت نمیشود...اولین چیزی که تقسیم میشود عاطفه و محبت است....اگر مراجعه به کتاب حقوق زن شهید مطهری کنید و زن در اینه جلال و جمال ایت الله جوادی املی کنید کاملا متوجه میشوید...جالبه که این لایحه با مفاد قانون حمایت از خانواده تناقض داره.....کاره مجلس ما و دولت ما به جایی رسیده که میخواهند کارهای خودشون را توجیه کنند ...از امام جمعه شهرها گرفته تا وزیر کشور که با کمال پررویی خیلی مسائل را باز میکنند و تازه دلیل های احمقانه ای میاورند مثل اینکه تعداد دختران زیاد شده است .....یا اینکه عده ای از دختران روستایی در خواست  کردند که ما شوهر میخواهیم...خدایا مگه مجرد ماندن گناهه!!!!مگه هر کسی که ازدواج نکنه به راه خلاف کشیده میشه!!!!پس تقوای ما چی میشه!!! یعنی ما دختران این قدر ضعیف النفس  هستیم و نمیتونیم تهذیب نفس کنیم!!!!!پس کرامت انسانی ما چی میشه!!!!!واقعا تمام وجودم را خشم میگیرد وقتی طرز تفکر بعضی از مردان ایرانی را میبینم.....بابا اینجا که زمان پیامبر نیست و شما هم که نعوذ بالله پیامبر نیستید.....اینجا که عربستان نیست......وای که چقدر میخواهم مردان عرب رو خفه کنم.....البته به غیر از بعضی هاشون که اکثرا لبنانی هستند......خلاصه دولت به جای اینکه شرایط ازدواج را برای جوانان اسان کند و به حمایت انان بپردازد از در دیگری وارد شده است... تمام ناراحتیم اینه که همه این کارا رو به اسم اسلام میکنند و این مسئله باعث سوئ استفاده خیلی ها شده.....خدایا خودت به من توانایی بده تا بتوانم حق  را ازباطل  تشخیص بدهم و به حقیقت دست پیدا کنم......یا حق

نوشته شده توسط مینا در ساعت 23:55 | لینک  | 

بازم تعطیلی و برنامه های مسخره تلویزیون....من نمیدونم این مسئولین تلویزیون چی فکر میکنند.....جالبه بعضی برنامه های به درد بخور هم روزهای تعطیل پخش نمیکنند مثل اخبار ساعت 20 کانال 6.....قربونش برم کانال 2 هم که جشنواره فیلمهای 100 بار تکراره...ادم اگه نره مسافرت فقط باید دربست بشینه تو اتاق و کتاب بخونه یا یه جوری خودشو سرگرم کنه!!! بماند...حرف زدن در مورد مشکلات زیاده که اکثرا بهش اشراف دارید....یه چیزی که این چند روز ذهنمو به خودش مشغول کرده..مسئله حزب گرایی میباشد...اصولا وجود احزاب باعث تکاپو و رشد میشوند و جامعه را از این حالت رکود در میارند..و انگیزه لازم را برای مردم در انتخابات و حساس بودن در سرنوشت مملکتشان فراهم میکنند...اما این روزا احزاب ما به تنها چیزی که فکر نمیکنند مردمه.و حق مردم..وقتی روزنامه ها رو ورق میزنید پیشتر شبیه یک نامه شخصییه تا  روزنامه..یکی جوابیه برای دیگری مینویسد یکه دیگه فرداش اون یکی را محکوم میکندو........دیگه روزنامه ها مخصوصا از نوع زردش .خصوصی شدند...هر کی تا به یه جایی میرسه یک حزبی تاسیس میکنه بعدشم یک روزنامه و....این قدر احزاب گوناگون تو مملکت ریخته که موقع انتخابات ادم شاخ در میاره!!!!!سردرگمی رو قشنگ میشه تو چهره های مردم حس کرد...اخه چرا باید این جوری باشه!!!بابا تو کشورهای خارجی هم حزبگرایی است ولی نه 100 تا!!!البته تو خیلی از کشورهای اروپایی مردم باید عضو یکی از احزاب باشند و نمیتونن از احزاب مختلف افراد مختلف اتنتخاب کنند در واقع فقط حزبو انتخاب میکنند.... وحزب انتخاب شده  هم  کمال و تمام قدرت را دردست داره و....ولی تو ایران همه چیز یه جوره دیگه است....چه عیبی داره اگه مردم حزبی رای بدهند...حداقل این جوری دیگه مردم  تکلیف خودشونو میدونند....اما برای ما چی!!!هر کی برا اون یکی میزنه.....دیگه حوصله مردم سر رفته.....هدف اصلی که خدمت به مردمه گم شده.....شرق بسته شدو همچنین هم میهن...شاید دور از انصاف باشه و مخالف ازادی بیان و... باشه..ولی طبیعیه چون هر حزبی که قدرتو در دست داره به خودش این اجازه را میده...همه جای دنیا همین طوره....مثل امریکا که چند تا مجله شان را که به مسئله هولوکاست پرداخته بود  توقیف کرد....به قول تولستوی سیاست پدرو مادر نمیشناسه مثل جنگ!!!راستی عیدتان مبارک.....یا حق

نوشته شده توسط مینا در ساعت 14:39 | لینک  | 

این نیز بگذرددددددددددددددد
نوشته شده توسط مینا در ساعت 15:33 | لینک  | 

دقیقا یادم نمیاد از کجا و چگونه باهاش اشنا شدم..فکر میکنم یه جورایی خودش تو ذهنم امد یا....شاید اولش از یک املا کودکانه شروع شد یا شاید از سوال دیگران که تا به من کوچولو میرسیدند میگفتند راستشو بگو کی رو بیشتر دوست داری مامان یا بابا؟...و من با همان افکار کودکانه ام سعی میکردم ببینم کدومشون بیشتر لوسم میکنند یا بیشتر برام چیز میخرند....وفتی کم کم بزرگتر شدم یه واژه دیگه که کاملا برام غریبه بود وارد ذهنم شد.اولا زیاد درکش نمیکردم یعنی اصلا باورش نداشتم یا شاید اصلا نمیدونستم چیه! وقتی هم سوال میکردم همه میگفتند یعنی دوست داشتن بینهایت...و از این قبیل حرف ها...بی خیالش شده بودم تا اینکه کلمات نظیر عاشق و معشوق هم به فرهنگ نامه ذهنم اضافه شد ...شاید هر روز این کلمات به کرات از زبان دوستانم تکرار میشد...وقتی بهشون میگفتم بابا عاشق شدن یعنی چی؟ چه حسیه؟ادم چه جوری عاشق میشه ؟فقط میخندیدند و با افتخار میگفتن تا در گیرش نشی نمیفهمی..بازم بی خیالش شدم..تا اینکه با حافظ انس گرفتم با مولوی دم گرفتم و نظامی ...که عشق لیلی و مجنون...شیرین و فرهاد و....را به من اموخت..هر چی بیشتر اشنا میشدم احساس میکردم خدایا اگه این عشقه واقعیه پس چرا من مصداقشو تو کسانی که ادعای عاشقی دارند پیدا نمیکنم....به خدا اونا عشق واقعی نیستند ...عشق واقعی ادمو میسوزونه ادمو به مرحله فنا میرسونه همان حکایت قدیمی شمع وپروانه عطار....عشق واقعی نه تنها ادمو دچار هبوط نمیکنه بلکه ادم باهاش صعود میکنه رشد میکنه حتی اگر بشری باشه !ادمو به معشوق واقعی میرسونه .عشق واقعی سراسر رشده....عشق فقط یکی است نه صد تا! عاشق واقعی کسی است که حاضر باشه به خاطر ارامش عشقش حتی اونو فراموش کنه.....حاضر بشه ازش بگذره...نه اینکه به زور بخواد عشقشو تحمیل کنه..حتی حاضر باشه فقط به نگاهی از راه دور قناعت کنه...به خدا من عاشق واقعی پیدا نکردم!!!!کی حاضره جونشو بده برا عشقش ؟به خدا هیچ کس.فقط یه عده افراد اسمانی بودند که از همه چیزشون حتی جونشون به خاطره معشوق گذشتند.....من دیگه افراد اسمونی پیدا نمیکنم..یا اینکه کم هستند.. خیلی.پس خوبه دیگه از این واژه مقدس استفاده نکنیم چون از عهده اش بر نمی اییم .باید به جاش از واژه دوست داشتن استفاده کنیم...به خاطر همینه که شریعتی میگه خدایا به من دوست داشتن را بیاموز من خود عشق ورزیدن را می اموزم......خیلی حرف هست برای گفتن ولی باشه برای بعد.یا حق

نوشته شده توسط مینا در ساعت 0:3 | لینک  |