الان بعد از حدود یک هفته نشستم پای کامپیوتر ....این یک هفته از در و دیوار برام میبارید ...خدا را شکر الان دیگه از شر تمام انها یا بیشتر انها خلاص شدم......امشب میخواهم بنویسم چون دلیل نوشتن دارم و به قول معروف حال نوشتنم امده.....نمیدونم از چی بنویسم از خستگی خودم بنویسم و حوادثی که گذشت یا از سیاست و حوادث ان که الحمدالله تو کشور ما بحثش داغه داغه....تو همه جا...از زبان هرکس..قابل توجه که امار جهانی نشان داده مردم ایران سیاسی ترین مردم و دنبال کننده ترین مردم در عرصه سیاست هستند و اما متاسفانه کم مطالعه ترین افراد ...شاید حکایت ما هم حکایته همان طبل تو خالی است!!!!!!!هر چی به انتخابات نزدیک تر میشویم رجز خوانی احزاب هم بیشتر میشه تا جایی که به قول خودش (پرچم داراصلاح طلبان) با صراحت خیلی از افراد و احزاب دیگر را زیر سوال میبره فکر کنم تو گلوش گیر کرده بود اگه تیکشو به رئیس جمهور نمی انداخت.....یا به شورای نگهبان و مسئله رد صلاحیت ها که سلیقه ای برخورد میشود و.......اما ان چیزی که برای من باحال بود به ریاست رسیدن هاشمی ر....در مجلس خبرگان بود......به قول بعضی از رسانه ها دیگه رهبری برکنار شد!!!!!!قدرت بد چیزی است البته برای بعضی افراد ...هیچ وقت اشباع نمیشوند ...هیچ وقت نمیتونند باختشونو ببینند!!!!!هیچ وقت هیچ وقت.......کسی نیست بگه بابا این مسئولیت پذیری مسئولین ما رو کشت اگه نخواهیم انان در عرصه های مختلف خدمت گذاری کنند باید کیو ببینیم؟؟؟؟؟هم چنان به مسند قدرت چسبیده اند که انگار این انقلاب و مملکت برای انان است....مثل اینکه ان طرح مربوط به چند شغلی بودن مجلس هم مطرود واقع شد ....به خاطر اینکه چند تن از اعضای شورای نگهبان بنده خدایان شامل همین قسم افراد میشدند...دوره تسلسلی در همه جا دیده میشه.......چیزی که در همه جا نادیده انگاشته میشود حرف مردم و خدمت برای مردم است نه به اسم مردم!!!!!!!حرف که زیاد است از پرسه زدن در رسانه ها ادم به تناقض های زیادی پی میبره..و به اینکه حقیقت چقدر نایاب است...ادم با ریالیستی به هیچ جا نمیرسه.....در اخر...این روزها شاید هوای شهر ملکوتی تر شود.....شاید در سکوت شب به ادم هایی که برای مناجات بیدار میشدند نفس هایی افزوده شود ...بالاخره این روزها یه برکت خاصی داره و حیفه ادم از دستش بده وقتی ادم از فضائل این ماه میخونه و محبت های خدا را میبینه دلش نمیاد ساده بگذره......ماهی که حتی نفس روزه دار هم بها داره ....پس اگه ادم های دنیایی هم باشیم با دو دو تا چهارتا میفهمیم ارزش داره.....پس یه تکونی به خودمون میدهیم ...البته درسته که همیشه برای شروع و اتمام این ماه با مشکل مواجه میشویم ولی توکل به حق میکنیم و سعی میکنیم هر روزمان را مانند شب قدر احیا کنیم حتی با تفکر و تعقل که خیلی بهش سفارش شده....دلم میگیره وقتی تمام میشه...احساس میکنم شاید تو این ماه بواسطه بعضی ها به ما هم نگاهی بشه .. شاید نفس های انها برکت و نعمتی برای ما بشود....رجب رفت و امشب هم شعبان ....پارسال ادم های زیادی سر این سفره بودند و الان نیستند و شاید حسرت هم بخورند...نمیدونم زنده هستم برای سال بعد یا نه!!!پس لحظه ها رو غنیمت میشمارم و خودم را وقف کارهای نکرده.....تابستان داره تمام میشه دوست داشتم خیلی اتفاق ها بیافته ولی نشد.....نشد....و دوباره سال تحصیلی جدید و دلخوش کردن به ان روزها که شاید روزی بشود.....شاید.....التماس دعا از همه......خوش باشید....یا حق
